تبليغاتX
در بسته - مطالب قبلي- نشر مجدد

در بسته

مقالات و نوشته هاي شخصي رضا پدرام در کنار ترجمه داستانهاي كوتاه و حرفهایی که برای دل خودم می نویسم

مطالب قبلي- نشر مجدد

نمايشنامه مظلوميت مردم در پارلمان افغانستان

 

19 دلو 1385

 

محل اجرا: صحن شوراي ملي

در نقشها: قدرتمندان تفنگ بدست سابق كه به مزيت زرمند و زورمندبودنشان رأس شوراي ملي را بدست آورده واكنون خود را نماينده اكثريت مردم مي دانند، در نقش هنرپيشه هاي اصلي، عده اي ديگر كه به خاطر تعلقات قبيلوي يا زيبايي چهره و يا هم دالرهاي بادآورده به چوكي نماينده گي شوراي ملي تكيه كرده اند، در نقش سياهي لشكر كه بود و نبودشان تأثيري در جريان ندارد و اقليت  انگشت شمار نماينده گان واقعي مردم در نقش منفي .

 

دست اندركاران پشت پرده و چهره هاي اصلي اين نمايش كه موقعيت خود را روز به روز  بيشتر در خطر احساس كرده و مي بينند كه ذهنيت مردم آرام آرام از حالت خودسانسوري و خفقان بيرون آمده و به يمن وجود نهادهاي بشري و فعاليت هاي ثمربخش روشنفكران ، پرده از روي واقعيت هاي خونبار و جنايتكارانه جنگ هاي تنظيمي برداشته مي شود تصميم گرفتند تا ‹ بيني آردي› براي خود جور كرده و در چندصباحي كه به لطف كدر بودن اوضاع كشور در شوراي ملي قدرت نسبي دارند، سند برائت خود را تهيه و با آوردن آن به روي كاغذ و چند امضاي خود و نماينده گان سياهي لشكري كه بود و نبودشان يكسان است، خود را  از تمام فجايعي كه در دوران جنگ هاي تنظيمي و چه بسا دوران جهاد مقدس مردم افغانستان انجام داده اند، معافيت بخشند. غافل ازينكه اين خيالي خام بيش نيست و جامعه امروز افغانستان با آنچه آنان تصور ميكنند، متفاوت است و مردم دردمند و گرسنه ما، حالا واقعيت ها را خوب درك ميكنند.

امروز كه مردم ما آبادي و رفاه كشورهاي همسايه را مي بينند و عزت مندي و سربلندي ملل ديگر را عيناً مي بينند، ناخواسته از خود مي پرسند كه علت بربادي افغانستان و از بين رفتن غرور و شخصيت افغان ها چيست؟ چرا زيرساختهاي اقتصادي و دولتي و در كنار آن  احترام به قانون و وطن و همنوع،جايش را به ويراني و فساد اداري و خودپرستي بجاي درخدمت ملت بودن داده است؟ چرا كابل آباد و سرسبز و مترقي ديروز كه بهانه شاعران براي سرودن اشعار در وصف آبادي وطن بود، به مخروبه اي بدل شده است؟ عامل اين خرابي ها و  هزاران تبعات ناگوار ديگر مانند سيل يتيمان و بي سرپرستان جامعه سيل جواناني كه براي گرفتن سرشته كار به هركشوري مهاجر شده وهر سختي تحمل ميكنند، كي ها هستند؟

 كي هست كه جواب اين همه را نداند. جواب واضح بوده و اينك با به اجرا درآمدن نمايش پارلمان، مهر تأييدي بر باورهاي ذهني مردم خورده كه كي ها مسبب ويراني بوده و اينك از خوف جوابگويي به مردم به هر دري مي زنند تا راه گريزي بيابند و موفق هم نمي شوند.

اينان تنها خوف  بازخواست توده مردم را دارند و گرنه خدا را ديربازي است كه به گوشه تاريك ذهنشان فرستاده و تكبر و غرور و خودپرستي را جانشين آن ساخته اند. اينان خدايشان قدرت است، شغلشان تظاهر به دين داري براي رسيدن به جاه وجلال جبروتي فرعون وار، غذاي روحيشان ديدن بيچارگي و دردمندي هرچه بيشتر ملت افغان، رنگ مورد علاقه شان سرخ به رنگ خون كساني كه بيرحمانه كشته يا دستور كشتنشان را داده اند، سپرشان تعبير خودخواهانه و يك جانبه از دين مقدس خداوندي در برابر منطق راستين دين، نشيمنگاه شان خانه و املاكي كه به زور از ملت غصب كرده اند و بالاخره هدف شان منفعت طلبي هرچه بيشتر و تحميق مردم است.

اماافسوس كه چه بيچاره اند اينان. همين كه مردم ديگر باورشان ندارند و حنايشان حتي در نزد پيروان تنظيمي شان هم رنگي ندارد و آه و ناله و فغانستان در عزاي به خطر افتادن كشور و اعتقادات، مثال عيني اشك تمساح است همين برايشان كفايت ميكند. اينان ديربازيست كه خود را محكوم تاريخ دانسته و هرچه دست و بال ميزنند بيشتر به زباله دان سياه تاريخ فرو مي روند. به اينان نبايد چيزي گفت و تنها سكوت مردم گوش اين نابخردان را كر خواهد كرد.

آفرين بر مردم مان كه با وجود اكثريت مظلوم وبي سواد كه فقر اقتصادي و غم نان، سوداي هميشگي شان است، امروز بيدار و هوشيار همه فعاليت هاي تك تك افراد حاضر در دولت و پارلمان را زير نظر دارند و كوچكترين حركت و نيرنگي از چشم تيزبينشان پنهان نمي ماند.

و مرحبا به نمايندگان واقعي مردم و روشنفكران افغان كه بي باكانه آنچه را سزاست  ميگويند وحق كلام را ادا ميكنند . ناگفته پيداست كه تقلاي مذبوحانه اينان و در مقابل حركت هدفمندانه و آگاهانه مردم چه پاياني را براي ايشان و سناريوي از پيش نوشته شان رقم خواهد زد.

 هرچند هنرپيشه هاي نمايش فعلي در پارلمان  مهارت كافي در مظلوم نمايي و مصلحت خواهي دارند ، اما پايان سناريوي جنايتكاري و جنگ هاي داخلي و تنظيمي افغانستان، در دست توده مردم است واين نمايشنامه با محاكمه عاملان اصلي جنايت ها و با تشويق بي پايان مردم دردمند كه متضرر اصلي خشونت ها هستند، به پايان خواهد رسيد.

چراغ ظلم ظالم تا دم محشر نمي سوزد             اگر سوزد دمي سوزد، دم ديگر نمي سوزد
+ نوشته شده در  7 May 2007ساعت 11:22  توسط رضا پدرام  |