ترجمه شعري ديگري از جوليا د بورگس ، پورتوريكو ( 1917-1953 )
به خاطر تو روئيده ام
بر بادم ده ،
اقاقياي من ،سرشار از تمناي پرپر شدن در دستهاي توست .
به خاطر تو ،
گل داده ام ،
مرا بچين ،
غنچه سوسن من ،مرده بود ميان شمع شدن و شكفتن .
به خاطر تو
جاري شده ام ،
مرا بنوش ،
بلور رشك مي برد به زلال چشمه سار من .
به خاطر تو
بال درآورده ام
شكارم كن ، پروانه شبم ،
پر مي زند بر گرد شعله بي شكيب تو .
به خاطر تو رنج خواهم برد
متبرك باد زخم عشق تو !
متبرك باد تبر و تيشه ، كمند و دام
و ستوده باد صليب و عطش !
يارا !
در خون خود خواهم غلتيد ،
كدام گل سينه ي زيبا ، كدام گوهر گرانبها ،
زيباتر و گرانبهاتر از تيغ خونچكان عشق تو ؟
